من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بی‌کسان...

 

 به نام یکتای مهر

 

خدای بزرگ و مهربان من

شکرت را چگونه به جا آورم که بنده ای حقیر و شرمنده ام

و تو مرا دوست می داری بیش از آنچه لیاقتش را دارم.

 

در سختی ها و رنج ها و وقتی چیزی بخواهم به یاد توام

و تو  دستانم را همیشه می گیری...

 

من در خوشی ها ، خوبی های تو را فراموش می کنم

و تو گناهانم را فراموش می کنی...

 

من مهربانی های تو را چگونه بر زبان آورم؟

با چه رویی گناه کار از تو می خواهم

و تو به رویم نمی آوری ، گناهانم را می پوشانی و آبرویم میخری

 

و جز اشک پشیمانی و دلی شکسته چیزی برایت ندارم

و تو همیشه بهترین خوشی ها را برای من داری ...

 

من خواسته های تو را فراموش می کنم

و تو هر چه از درگاه مقدست خواسته ام به من داده ای ...

 

" شکر و ستایش برای تو پروردگار جهانیان خدای بخشنده و مهربان "

 

خدای مهربان من

کمک کن از گناهان بزرگ و کوچک دوری کنم.

کمک کن در مسیر رسیدن به تو ،خوشحالی و رضایت پدر و مــــادر

 و خدمت به خلق تو قدم بر دارم.

همین که اجازه داده ای با تو حرف بزنم شکرش را چگونه به جا آورم؟
خدای مهربان من تو را قسم به شکوه و بزرگیت

 لحظه ای مرا به حال خود وا مگذار.

و مگذار که از یاد تو و محبت های تو غافل شوم و تو را از یاد ببرم.

خدای مهربان و صبور من ، ای اجابت کننده دعای بیچارگان

تو را قسم به زمان فرود ستارگان

مرا اگر هزاران بار بمیرانی و زنده کنی غیر از راه خودت در هیچ راهی قرار مده.

 

*******

من شکر یکتای مهربان   قبــــول   شدم.

از همه شما دوستان خوبم که برام دعا کردید ممنونم.

انشاالله به تمام تمام آرزوهاتون برسید.

برام دعــــا کنید ...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 17:28  توسط ساده‌دل |