![]() |
![]() |
|
| من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بیکسان... |
|
وقتی چیزی از خدا میخواهیم وقتی منتظر اجابت دعایی هستیم چقدر حساس میشویم... به کارهایمان، حرفزدنمان، رفتارمان و... خدای خوب من، کمکم کن همواره بهیاد تو باشم نه فقط در سختیها و نه فقط برای آرزوهایم. ******* خداوند مهربان من، کمک کن مراقب گفتارم باشم تا دلی را با حرفی نرنجانم. مراقب رفتارم باشم تا کسی را دلگیر نکنم کمک کن غرور کسی را نشکنم؛ احساس بزرگی و برتری بر کسی نکنم. کمک کن خواستههای خود را بر خواستههای دیگران مقدم ندانم. یکتای مهربانم، کمک کن خارج از توان کسی از او انتظار و توقع نداشته باشم. کمک کن التماس چشمان نیازمندی را نادیده نگیرم و همچنین کمک کن قدرت درک و صبر دلواپسیهایم از غم بندگانت را بیابم. ****** خداوند دانای من، کمک کن بر خواستههای نادرستم پافشاری نکنم و خود را از آنچه بهتر که تو برایم در نظر گرفتی محروم نسازم. خداوند بخشندهی من، فراتر از آنچه لیاقت داشتهام عزیزم داشتی، بزرگتر از آنچه هستم نشانم دادی و بر من نعمتهایی عطا فرمودی که هیچ استحقاقی بر آن نداشتهام. پس شکر نعمت هایت را چگونه بر جای آورم که همین نوشتنم هم خواستهی تو بود... ******* بر من ببخشای اگر ندانسته ناله سر کردم و از بدیهایی که از من دور ساختی هیچ نداستم... و منزلتی که به من دادهای را از یاد بردهام و بدیهایم که بخشیدی و پوشاندی را فراموش کردم و چه آرزوهای دیروزم را که امروز برآوردی و من از یاد بردهام... بر من ببخشای و مهربان باش مثل همیشه به بخشندگی و بزرگی خودت و نه لیاقت من. ******* برات دعا میکنم، خیلی زیاد... آره با توأم، لبخند بزن. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 23:54 توسط ساده دل |
|
|
" به نام یگانهی مهر " آموختم که اگر در زندگی بهنظر من اتفاقی عجیب یا بد افتاد صبور باشم و نا امید نشوم زیرا خداوند همواره نقشهی بهتری دارد... خدایی که هرگاه اندوه خود با او باز گویید غمتان را به شادی بدل کند... ******* خیلی بیشتر از آنچه که فکر میکنم خداوند نزدیکمه و دوستم داره... بغض توی گلوم و اشکهایی که توی چشمام گواه منه... من "توکل به خداوند" یادم رفته بود... مثل همیشه بغضمو فرو خوردم و اشکهایی که در چشمانی صبور لرزید و نبارید... ******* تویی که ازت خیلی دورم و با پاهای پیاده به سمتت میدوم... دیگه خیالم از تو هم راحته میدونم همین الان داری نوشتههامو میخونی... قلبم آروم گرفته... خدا بیش از آنچه فکر میکنم دوستم داره... میدونم یهروز کنار همیم اگه "خوبه" باشیم... اگه "قسمت" باشه یهجا به هم میرسیم... آره با توأم... لبخند بزن. ******* هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نهکه فردات بخواند در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند (مولانا مولوی) ******* برات دعا میکنم، خیلی زیاد... لبخند بزن. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 6:48 توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نگران نباشید! خداوند همواره نقشه ی بهتری دارد...
|
|
RSS
|