تبليغاتX
ساده دل
من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بی‌کسان...

به نام یکتای مهربان

 

. . .  و وای که چه شورانگیز است عشق و ایمان

و دریغ که در فهم های خو کرده به اندک ها

و آلوده به پلیدی ها

آن را به زن و هوس و رنگ پست شهوت

و پلیدی زر و دیانت زور و . . .

بالاخره به دنیا و زندگیش آغشته اند !

و دریغ !

و دریغ که کسی در همه عالم نمی داند چه می گویم ؟

که این عشق که در من فتاده است ،

نه از آنهاست که آدمیان می شناسند

و عشق زن را و عشق زر را

و عشق جاه را و از این گونه . . .

و آنچه با من است ،

نه ،  آنچه من با اویم با این رنگ ها بیگانه است . . .

عشقی است به معشوقی که از آدمیان است . . .

اما . . . افسوس که . . . نیست !

 

*******

 

فرشته من چنان پاک و نجیب است

که در " بودن " شما نگنجد

که اگر خود را به بودن می آلود

نه فرشته ی من بود

فرشته ی من

مسافری که هیچ گاه نمی رسد !

انتظاری که در نگاه آدمیان پایان نپذیرد !

چنانکه این عشق نیز . . . هم .

 

*******

به یاد معلم شهید . . . 

*******

آیه  , 18 , 19 17 سوره مزمل :

. . . ( قیامت ) روزی که کودک از هول آن پیر شود

و آسمان شکافته می شود و وعده ی الهی به وقوع انجامد

همانا این ( قرآن ) تذکری است برای هر که خواهد به سوی خدایش راهی پیش گیرد .

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 2:27  توسط ساده دل |