![]() |
![]() |
|
| من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بیکسان... |
|
به نام یکتای مهر روز های 13 تا 15 رجب ایام اعتکاف باید قبل از اذان صبح 13 رجب باشی مسجد تا اذان مغرب 15 رجب و این سه روز هم باید روزه بگیری و ... برای اولین بار بود می رفتم ، به پیشنهاد یکی از دوستای خوبم((نویسنده وبلاگ یا قمر بنی هاشم روزها سخت اما خوبی بود امکانات (حتی اولیه)کم بود و مسئولین فقط موقع فیلمبرداری و مانور تبلیغاتی می اومدند و هیچ بودجه ای هم به قول اونایی که بودند به اعتکاف تعلق نگرفت مسئولین سازمان تبلیغات ساری می گفتند که استانداری ، فرمانداری ، شهرداری و ... گفتند که برای اعتکاف هیچ ردیف بودجه ای نداریم و کمکی نکردند و موقع ثبت نام از ما پول گرفتند و ... اما حرف دل من اینا نبود اعتکاف شاید براتون عجیب باشه اما خودم هم نمی دونم چی شد که رفتم و حالا که اومدم چقدر احساس سبک بالی می کنم اول نمی خواستم راجع بهش بنویسم که خدای نکرده بخوام ... اما با خودم گفتم که دوستای خوبم که میان و می خونند اکثرا تا حدودی با روحیات من و نوشته هام آگاهند و می دونند من اهل این حرف ها نیستم اما می تونم احساس خودمو بهشون بگم که انشاالله اونا هم شرکت کنند و البته می دونم خیلی هاشون اعتکاف رفتند خودتی و خدای خودت می گن اعتکاف مهمونی خدا هستش و میزبان خدای مهربونه و من خدا رو شکر می کنم که منو به این مهمانی دعوت کرد چون میدونم تا اون نمی خواست من نمی تونستم برم شب آخر بعد از خوندن یه حدیث شریف اشک از چشام سرازیر شد انگار به تمام آرزوهام رسیده بودم و مطمئن بودم خدا رو شکر کردم امیدوارم شما هم یه روز این اتفاق براتون بیفته خدا خیلی مهربونه یه حدیث براتون بگم از حضرت محمد (ص) خدای شما بزرگ و با حیاست آنچنان که خجالت می کشد که دست بنده ای به سوی او برای دعا بلند شود و خالی برگردد ******* آیه 36 سوره فصلت : پس هر گاه از(وسوسه) شیطان بر تو رنج و فسادی رسد به خدا پناه بر که او به دعای خلق شنوا و داناست. ******* خوب دوستای خوبم از این که با زبان محاوره ای براتون می نویسم ببخشید. اینجا دفتر خاطرات نیست اما حرفهایی بود که احساس می کنم می تونم با دوستام درمیان بذارم حرف آخر من و خواهش آخر من برام دعــــا کنید ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 2:13 توسط ساده دل |
|
|
به نام یکتای مهر آیاتی از سوره "ص" 71 ص : ای رسول یاد کن هنگامی را که خدا به فرشتگان گفت که من بشر را از گل آفریدم. 72 ص : پس آنگاه که او را به خلقت کامل بیاراستم و از روح خود در او بدمیدم بر او به سجده در افتید. 73 ص: پس به فرمان خدا تمام فرشتگان بدون استثنا سجده کردند. 74 ص: مگر شیطان که غرور و تکبر ورزید و از زمره کافران گردید. 75 ص: خدا به شیطان ( ابلیس ) فرمود ای ابلیس تو را چه مانع شد که به موجودی که من به دو دست خود آفریدم سجده کنی؟ آیا تکبر و نخوت کردی یا از فرشتگان بلند مرتبه عالم اعلا بودی؟ 77 ص: فرمود بیرون رو که تو رانده شده درگاه ما شدی. 78 ص: و بر تو لعنت و ( غضب ) من تا روز قیامت حتمی و محقق است. 79 ص: شیطان گفت پرورگارا پس مهلتم ده تا روز قیامت زنده بمانم. 80 ص: خدا فرمود ( آری ) از مهلت یافتگانت قرار دادیم 81 ص: تا روز و وقت معلوم. 82 ص:شیطان گفت به عزت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه کنم 83 ص: مگر خاصان از بندگانت که از خالصین تو شدند. 84 ص: خداوند فرمود به حق سوگند و کلام من حق است 85 ص: که جهنم را از جنس تو و پیروانت تمام پر خواهم کرد. 86 ص: بگو من مزد رسالت از شما نمی خواهم و من بی حجت الهی مقام وحی و رسالت بر خود نمی بندم. 87 ص: این قرآن نیست جز اندرز و پند برای اهل عالم . 88 ص: و شما منکران بر حقیقت پس از هنگام مرگ به خوبی آگاه می شوید. 186 بقره: و چون بندگان من از دوری و نزدیکی من از تو بپرسند بدانند که من به آنها نزدیک خواهم بود هر که مرا خواند دعای او اجابت کنم ... برایم دعا کنید ... رضا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 1:27 توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نگران نباشید! خداوند همواره نقشه ی بهتری دارد...
|
|
RSS
|