تبليغاتX
ساده دل
من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بی‌کسان...

 به نام یکتای مهر

 

آغازی دیگر...

 

امتحانم رو دادم شکر خدا راضی هستم

امیدوارم مراحل بعدی  با دعاهای شما دوستای خوب

مثل همیشه ، خدا کمک کنه و مطمئن هستم

یکتای مهربان ما رو تنها نمی ذاره و به حرفامون گوش می ده...

 

 

" برای فرشته مهربون "

 

بچه که بودم همش به این فکر می کردم

که فرشته ها چه شکلی هستن و

بال هاشون چه رنگیه ،آخه تو قصه ها فرشته ها بال دارن

. . . فرشته های آسمون همش می اومدند و

من چقدر دوستشون داشتم ، باهاشون حرف می زدم

باهاشون بازی می کردم...

بعدها که فهمیدم معنی دوست داشتن رو
دیدم
فرشته های زمینی هم هستند،
فرشته هایی که هیچ وقت بد نمی شن

فرشته هایی به پاکی مادر

 فرشته ها یی که هر روز و هر روز بالاتر می پرن

و از من بیشتر دور می شن

از منی که اگه دستامو نگیرن

تو دره های سیاهی پست هوس می افتم و

سقوط در تاریکی ...

. . . به من می گفتن این چیز ها زاده خیالته

فراموش کن . . .

فرشته ها هیچ وقت بد نمی شن ، چه زمینی ، چه آسمونی

 

آروم بهم نگاه می کنه ، به حرفام گوش میده

فرشته من چشاش مهربونه، با مهربونی باهام حرف می زنه

دستاش گرمه ، دلش محکمه ؛ بهم امید می ده ...

دیگه داره صبح می شه ،آخرین حرفامو باهاش می زنم

آخه سپیده که می زنه فرشته ها باید برن.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 1:34  توسط ساده دل |