تبليغاتX
ساده دل
من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بی‌کسان...

به نام یکتای مهر

 

محرم

 

روزهای حزن و اندوه از غریبی حسین و یارانش ، دلم گرفته است.

 

مدتی با شعرها و گیتارم و با صدایی نالان از او خواندم اما نمی شد نه این فریاد مظلومیت او نبود...

محرم امسال مثل سالهای قبل به وناجم ( روستای زادگاه پدر و مادر) رفتم. مثل هر سال در سقا خانه بودم .

امسال هم سینه زنی برای علمدار حسین خواندم و شاید این سالها این سینه زنی های عباس باب الحوائج روزی من است.دلم بد جوری گرفته است.چقدر این معصومان بزرگوار و مهربانند که من با این همه گناهانم لیاقت عزاداری ، سینه زنی، سقا بودن ، گریه کردن ، علم به دوش کشیدن و ... را پیدا می کنم.

مدتی می گرییم ، عزاداری می کنیم بعد روزها عادی می شود و دوباره غرق گناه...

آه خدایا کمکم کن تا دیگر در پیشگاه بزرگ تو کمتر مرتکب لغزش شوم وعظمت حضور تو را بیشتر درک کنم تا از شرم گناه بمیرم ...

خدایا همین که می توانم با تو سخن بگویم شکرش را نتوانم به جا آورم که خود فرمودی چه کسی جرات شفاعت در پیشگاه تو دارد مگر به فرمان خودت...

خدایا در این روزهای بی کسی در این دنیای پر از اسباب گناه کمکم کن تا از یاد تو غافل نشوم ، خدایا مبادا این بنده ضعیف وکوچک و ناتوانت را به حال خود بگذاری و که روزهای سیاهی من است...

خدایا  ای مهربانترین مهر بانان مرا از درگاه مقدست از راهی که شاید هزاران سال دیگر به ذره ای از الطافت برسد دور مکن اگر هزاران بار مرا بمیرانی و زنده کنی تو را قسم به این روزهای عزیز غیر از راه خودت در هیچ راهی قرار مده . کمکم کن برگردم.

از تو می خواهم که بزرگ ، بخشنده ، مهربان و بر هر کاری توانایی ...

برایم دعا کنید

برایم دعا کنید ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 1:58  توسط ساده دل | 

" به نام یکتای مهر "

سلام

از اینکه مدتی نتونستم بنویسم از همه شما دوستای خوبم عذر خواهی می کنم این مدت  خیلی درگیر کار و دانشگاه بودم. امروز ( 10 بهمن ) تولدم بود و از همه دوستای خوبم که به یادم بودند و تبریک گفتن یا به یادم بودند و نتونستند تبریک بگن یا اصلا یادشون رفته بود (غصه نخور ، فدای سرت )  تشکر می کنم . امیدوارم همیشه و همه حال به یاد خدا باشند و در تمام مراحل زندگی موفق باشند و به تمام تمام آرزوهاشون برسند.

 

...و باز هم با تو می گویم خدایا درد خویش را و می دانم که می دانی چه می خواهم ومی دانستی که با تو خواهم گفت و می دانم که می دانی چه می شود و تو می توانی هر آنچه را خواهی آن شود ومی دانم که سرنوشتم را با یک نظر می توانی تغییر دهی و من چه ناتوان و درمانده و عاجزانه از تو می خواهم و با این که هیچ امیدی نیست ولی می دانم که چیزهایی هست که من از درک آن عاجزم و تو می توانی آن کنی که برای من شگفت انگیز است و هنگامی که از ته دل آرزو می کنم که برگردد و تو را یکتای خود می یابم حسی مرا به تلاش بیشتر و امید می خواند و من به مهر تو دل می بندم و شاید تو چیزی دگر خواهی که من باز ندانم و فقط آنقدر می دانم که رحمت تو بی منتها ست و تویی که می توانی در کمال رضایت همه برایشان خوشی فراهم کنی.

یکتای مهربانم ...و من می خواهم پای در سالی نو از زندگی ام بگذارم و اگر در جایی از روی نادانی از آفرینش خود نالیدم تو با مهر خود بر من ببخشای ومن سپاس می گویم تو را که به من جان دادی ، اینکه لیاقت این را داشته ام که بنده تو باشم ،اینکه لیاقت این را داشته ام مهر تو را احساس کنم و تو صاحب و مولای من باشی و لیاقت اینکه دوستت داشته باشم و اینکه از تو بخواهم آنچه را به من خواهی داد و من احساس بزرگی می کنم که می بینم هنوز می توانم با تو حرف بزنم و ازتو می خواهم هیچ وقت مرا از خود دور نکنی و پرده ای بین قلب من و روشنایی ذات پاکت نکشی که من می میرم .

و از تو می خواهم هر سال زند گی ام را مورد رحمت خود قرار دهی و نعمت ارتباطم با خود را هیچ وقت نگیری.

ومن چه قدر خوشبختم که تو یکتای منی و من در حد خودم می شناسمت و می دانم که در ذهن من نمی گنجی فقط می دانم در هرآنچه صفت نیک است برایت حد و مرزی ندارد .

خدایا من چه قدر خوشبختم که دوستم داری همین اندازه که می گذاری با تو حرف بزنم با اینکه می دانی چه می خواهم بگویم به حرف هایم گوش می کنی و هیچ کس اینقدر مرا دوست ندارد ومن هم.

این حرف های دل یک سال پیش چند روز  قبل تولدم بود ...

دوست های خوب من ، من تا مدتی شاید نتونم دوباره بیام و بنویسم.واسه 12 اسفند امتحان فوق لیسانس دارم ( طراحی شهری ) .محرم هم داره میاد...یا حسین  یا عباس علمدار حسین  یا زینب یا علی اکبر  یا علی اصغر  یا رقیه  یا ... تو عزاداری تون موقع دعا کردن منو فراموش نکنین. از همه شما دوستان عزیز  می خوام برام دعا کنید تا بتونم خوب در س بخونم و تمام توانم رو بکار بگیرم و در امتحان فوق لیسانس موفق باشم .

تا خدا چی بخواد که اون خیر و صلاح همه رو بهتر می دونه.

 

در پناه یکتای مهر

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 1:31  توسط ساده دل |