تبليغاتX
ساده دل
من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بی‌کسان...

به نام یکتای مهر

 

امشب هم مثل یکی از اون شبهایی  که هیچ کس نمی دونست

به فکر این بودم که آخه خدایا من چیکار کنم فرشته من بیاد پایین . . .

 

... و باز هم صدای اذان صبح را شنیدم

و حالا که فرشته ها از اون بالا می یان پایین

میگم شاید یکی از اون فرشته ها  فرشته  من باشه ...

ولی افسوس ...

 می خوام با خدای خودم حرف بزنم

خدایی که با اینکه می دونه می خوام باهاش حرف بزنم

با اینکه می دونه می خوام چی بهش بگم

به حرفام گوش می کنه

من می خوام بیام پیش خودت خدا جون ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 5:58  توسط ساده دل | 

به نام یکتای مهر

 

آرزوهای کشته شده در سینه

 

غریبه دلت شکسته می دونم

حسرتا تو دل نشسته می دونم

غریبه چیزی نداری می دونم

از همه دنیا بیزاری می دونم

 

آرزو هات همه مردن تو سینه

مال و ثروتی نداری می دونم

اشکهای یواشکی تو اتاقی سوت و کور

صبح تا شب فایده نداره می دونم

 

غریبه بغضی تو سینه می دونم

راه اون گلوتو بسته می دونم

غریبه نفرت و کینه و قهر

قسمت مهر تو گشته می دونم

 

غریبه چشمای مادر می دونم

نگران ، پر از غم و تر می دونم

غریبه نداری مرگه می دونم

تفاوت زمین تا عرشه می دونم

 

تو سینه ات پر از غم و درد می دونم

نگاه پدر بازم سرد می دونم

عرق شرم پدر رو پیشونی

می گه بازهم شدی دلسرد می دونم

 

غریبه خدا که با ماست می دونی

مهربون همیشه تنهاست می دونی

دعا کن غصه و فقر تموم بشه

عشق اون همیشه زیباست می دونی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 1:17  توسط ساده دل |