تبليغاتX
ساده دل
من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بی‌کسان...

به نام یکتای مهر

 

" جنوب "

 

یک هفته ای داراب بودم ( استان فارس )

هوا خیلی گرم  و امکانات مردم خیلی کم...

مردمی باصفا و مهربان که بعضی از آنها به دلیل فقر و ... مجبورند رو به کارهای خلاف بیاورند و بعضی ها در چنین شرایطی هم خانواده شان را دوست می دارند و با زحمت و رنج فراوان کار شرافتمندانه انجام می دهند تا غروب که به خانه می آیند در مقابل چشمان منتظر کودکشان خجالت زده نباشند .

گرمی جنوب را می توان از یاد برد اما فقری که می تواند جان خانواده های زیادی را بگیرد ، محرومیت و ... چیز نا مساعد را نمی توان از یاد برد.

 به امید روزی که مردم سراسر ایران زمین و تمام جهان از حداقل امکانات برخوردار باشند .

روزهای خوبی بود با خانواده گرم و مهربان یاسر و یک دوست کوچولو هم پیدا کردم و امیدوارم که قلب کوچکش همیشه پاک بماند و به تمام تمام آرزوهایش برسد.

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 2:33  توسط ساده دل | 

به نام یکتای مهر

 

نمیگم نرو پیشم بمون برام بمون

نمیگم دیگه بمون برام بشین به پام

من می گم دیگه غصه نخور ، گریه نکن

من می گم دیگه به این حقیر تو فکر نکن

نمیگم نرو من می گم دیگه غصه نخور

نمیگم گذشته رو بقل کن و برام بیار

دست مهربونتو تو دست من بزار

من میگم برو نگاه نکن

یه گوشه دارم میمیرم و می رم ز یاد

الهی اشکامو از یاد ببری

اسم منو دیگه حتی نیاری

الهی یکی دیگه جاتو تو قلبش نگیره

زجری که من کشیدم سرت نیاد

نمیگم کو اون چشا منو می خواست

اون صدای مهربون می گفت بیا

من میگم دیگه یادت نیاد اون عشق پاک

همه دوست داشتن من بره ز یاد

نمیگم نرو من میگم دیگه غصه نخور

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 1:15  توسط ساده دل | 

به نام یکتای مهر

 

خواننده : محسن چاوشی

شعر: دکتر مصدق

 

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت؟

آن زمان که خبرمرگ مرا می شنوی

روی خندان تو را کاشکی میدیدم

شانه بالا زدنت را بی قید

و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر ...

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکسترکرد

می توانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من آنچه را می بخشی.

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکسترکرد

می توانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من آنچه را می بخشی.

 

ومن همیشه محتاج دعاهای شما هستم ، برایم دعا کنید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 2:7  توسط ساده دل |